قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4293
تاريخ الفي ( فارسى )
فرستادند . و نصرت خان ، كمبايت را تاراج كرد . كافور كه آخر به ملك نايب لقب يافته بود ، در كمبايت در دست نصرت خان افتاد و به نظر علاء الدين درآمد . و چون از تاراج جميع ولايت گجرات پرداختند ، مراجعت نموده در راه به واسطهء ضبط غنايم تمام لشكريان را تعذيب نموده آنچه ظاهر مىشد ، مىگرفتند و ديگر مىخواستند . و كار بر لشكريان مشكل شده با يكديگر اتفاق كرده قصد قتل الفخان كردند ، و جمعى از امراى نومسلمان كه امير محمد شه از آن جمله بود ، بر سر خيمهء الفخان روانه شدند . برادر نصرت خان را بر در خيمه كشته ، خواهرزادهء علاء الدين كه در خيمهء نصرت خان در خواب بود به گمان الفخان كشتند . و الفخان از پس خيمه بيرون رفته جانى بيرون برد . و نصرت خان خبر شده با جمعيت خود بر سر ياغيان روان شد . ايشان را هزيمت داده ، محمد شه و جمعى كثير از مغولان به قلعهء زنتنبور « 1 » پناه بردند . الفخان ونصرت خان ترك تحقيق غنايم كرده به دهلى آمدند . و زنان مغولان كه در دهلى بودند ، در سفر ياغى شده بودند ، به انواع فضايح مبتلا شدند ، و پاى طفلان ايشان را گرفته بر سر مادران مىزدند تا هر دو هلاك مىشدند . و در اواخر اين سال ، قتلغ خواجه ولد دو آخان پسر براق كه حاكم ماوراء النهر بود ، قريب به دويست هزار كس به قصد تسخير دهلى از آب سند گذرانيد و مطلقا به تاخت و تاراج التفات نكرد و كوچ بر كوچ به عزم رزم سلطانى مىآمد . و اين خبر در دهلى باعث اضطراب مردم شد . چه ، تا غايت لشكرى چنين ، قصد تسخير دهلى نكرده بود . مردم اطراف و نواحى به قلعهء دهلى درآمده و جمعيت بسيار در دهلى شد . و سلطان علاء الدين با جمعيت بسيار و فيلان مستعد كارزار از شهر بيرون شد و آمادهء قتال و جدال گرديد . و چون تلاقى فريقين شد ، ظفر خان كه از جمله شجعان و مبارزان نامدار بود ، مواجههء خود را از پيش برداشته ، در تعاقب ابرام [ 386 الف ] از حد برد . تا آنكه مغولان او را با اندك جمعيت ادراك كرده به يك عطف عنان مردم او را متفرّق ساخته او را شكارىوار در ميان گرفتند . و الفخان با ظفر خان دشمنى قديم داشت . خود را از مدد و تعاقب معاف نمود . مغولان ارادهء تسخير او نموده به سخنان ملايم از وعدهء نيكويى با او زياده بر آنچه علاء الدين با او كرده در مقام فريب وى شدند . و او به هيچ وجه قبول نكرده چندان زد و خورد كرد كه كشته
--> ( 1 ) . در متن حاضر در مواضع مختلف به اشكال گونهگون : رنتبور ، رنتبهور ، رينتبور ، و زينبور آمده است . تصحيح بر اساس لغتنامهء دهخدا . زنتبور نام قلعهاى است در هندوستان ؛ اما در كتاب اكبرنامه ( ج 2 ، پانوشت صفحهء 335 ) ، ضمن بحث درباره تلفظ صحيح اين واژه ، آمده است كه « نام اين قلعه پيش از اين حسب تحقيق جناب بلخمن صاحب ، رنتهنبور نوشته آمد ، اما از اينجا معلوم مىشود كه رنتهپور است زيراكه مىگويد كه رن نام كوچهاى است سركوب آن قلعه ؛ پس قلعه اسفل آن كوه واقع است ، لهذا رنتهپور مىگويند ، يعنى شهرى كه ته كونرن است . »